امتیاز موضوع:
  • 0 رأی - میانگین امتیازات: 0
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
Hamstring
#1
?Hamstring

(مجازی) از کارایی (چیزی یا کسی) کاستن، بازداری کردن، لنگ کردن, فلج کردن

to damage or ruin the force or effectiveness of (something or someone)

Examples:
?Trump on Paris climate change deal said: agreement hastrings U.S, empowers other countries
به گفته ترامپ: پیمان تغییرات اقلیمی پاریس, آمریکا را فلج میکند درحالی که کشورهای دیگه را قوی تر میکند

?The mayor tried to hamstring our efforts by cutting the budget.

?The company claims it is being hamstrung by government regulations.
شرکت مدعی است که مقررات زیاد دولت جلو فعالیت بازرگانی آنها را گرفت/ باعث فلج شدن فعالیت های آنها شد
پاسخ


پرش به انجمن:


کاربرانِ درحال بازدید از این موضوع: 1 مهمان
آمار انجمن ها